در باور سنتی زرتشتیان، وجود انسان از پنج گوهر تشکیل شده که به هم پیوسته اند و از تأثیر آنها بر یکدیگر، پوینگی و بالندگی در فرد سرچشمه می گیرد. این پنج جزء عبارتند از: "تن" و "جان" که مربوط به جهان مادی است و "روان" ، "قدرت دراکه (خرد و وجدان)" و "فروهر" که مربوط به جنبه مینوی سرشت آدمی هستند.
واژه "فَروَََهَر" از دو قسمت"فر" به معنی پیش و "وهر" به معنی کشنده و برنده درست شده است. این دو گوهر، ارزشمندترین پاره وجودی انسان است؛ زیرا پرتوی از فروغ بی کران ذات اهورا مزدا بوده که در ذات هر شخص موجود و سرچشمه پیدایش و پویایی فروزه های اشویی در انسان می باشد. فروهر، گوهری است که روان را از گرایش به کژی، کاستی و دروغ باز می دارد و به انسان قدرت خلاقیت و باروری میدهد تا روان آدمی به آرامی راه خداجویی را سپری کرده و شایستگی فراگیری نور حقیقت و رسیدن به مقام سپنته منی را داشته باشد.
در دوره هخامنشیان، نگاره ای با این عنوان به عنوان آرم ملی، برگرفته از اندیشه های بنیادی دین زرتشتی، رایج گردید که هر یک از اندام های این نگاره فروهر، مفهومی در اندیشه نیاکان دارد:
- چهره سالخورده و نورانی فروهر، یادآور بهره گیری از تجربه پیران خردمند است.
- دست فروهر رو به سوی بالا و جلو، در حال نیایش اهورا مزدا و گرایش به پیشرفت و بالندگی دارد.
- حلقه دست این نگاره، جلوه گاه مهر و نشان پیمان انسان با خداوند در پیوستن به اشویی است.
- بال فروهر سه قسمت دارد تا فراگیری هومت، هوخت و هورشت یا پندار، گفتار و کردار نیک را به انسان سفارش می کند.
- حلقه دور کمر فروهر، نشان جهان بی کران و وارستگی انسان از امیال ناهنجار و نیروی پرواز او به سرچشمه نور است.
- دو رشته آویخته در پایین، نشان پیوستن به سپنته مینو (منش پاک) و پشت سر گذاشتن انگره مینو (اندیشه پلید) است.
- قسمت زیر بال فروهر نیز سه قسمتی است تا زیر پا گذاشتن دژمت، دژوخت و دژورشت یا اندیشه و گفتار و کردار بد را یادآوری کند و هر فرد باید بیاموزد که چگونه اندیشه، گفتار و کردار ناپاک را از خود دور سازد.

