X
تبلیغات
بستنی میوه ای

بستنی میوه ای
 

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 دی1392 توسط وروجک

شاید کاشت چیپ‌های RFID در بدن انسان شبیه یک داستان علمی‌و تخیلی به نظر برسد، اما در واقعیت این کار انجام می‌شود و درد آن بیش از نیش یک پشه نیست. در بسیاری کشورهای دنیا برای شناسایی انسان‌ها از انواع کاشتنی و غیرکاشتنی برچسب‌های RFID استفاده می‌شود. اولین نمونه آن توسط یک پروفسور انگلیسی در سال 1998 اجرا شد. وی یک تراشه را در بازوی خود کاشت. پس از آن در سال 2004 یکی از ادارات مکزیک هم برای 18 نفر از کارمندان خود از چنین تراشه‌هایی استفاده کرد. این تراشه‌ها در واقع مجوز ورود این کارمندان به اطاق‌هایی بود که در آن‌ها اطلاعات محرمانه نگهداری می‌شد. 

این روزها بحث کاربرد RFID در بخش‌های مختلف پزشکی و درمانی رو به گسترش است. این کاربردها می‌تواند در بخش داروسازی باشد که امکان ردیابی و پیگیری داروها از انبار تا دست بیماران را فراهم می‌کند، اما آنچه بیش از همه مورد توجه دانشمندان قرار گرفته تگ‌های مرتبط با پزشکی و درمان است. بیمار بدحالی را تصور کنید که با حال وخیم به اورژانس منتقل شده، تگ RFID کاشته شده زیر پوست بیمار می‌تواند حاوی اطلاعات پرونده پزشکی او باشد. به این ترتیب با کمک یک Reader داده‌ها به سرعت در اختیار پزشک قرار می‌گیرد. روش دیگر استفاده از دستبندهای ویژه در بیمارستان‌ها است. در این روش تگ مخصوص به صورت یک دستبند طراحی شده که اطلاعات بیمار مانند نام، نشانی، تاریخ پذیرش و بستری، نوع بیماری، پزشک معالج و یا نوع عمل جراحی در آن ذخیره می‌شود. این دستبند در بیمارستان همراه بیمار است ومی‌تواند اشتباه‌ها و خسارت‌های جبران ناپذیر را کاهش دهد. همچنین فرار یا دزدیده شدن بیمار از بیمارستان با همین فناوری غیرممکن به نظر می‌رسد. جلوگیری از جابجا شدن اطفالی که تازه به دنیا آمده اند از کاربردهای بسیار حساس این فناوری است.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 24 مرداد1392 توسط وروجک

کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.
یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد
بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود.
مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید.
یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد.
جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند. عقاب آهی کشید و گفت: ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم.
مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند: تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد.
اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد.
اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.
بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت.
تو همانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی به دنبال رویا هایت برو و به یاوه های مرغ و خروسهای اطرافت فکر نکن...



                                                                                          "گابریل گارسیا"


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 اردیبهشت1392 توسط وروجک

در باور سنتی زرتشتیان، وجود انسان از پنج گوهر تشکیل شده که به هم پیوسته اند و از تأثیر آنها بر یکدیگر، پوینگی و بالندگی در فرد سرچشمه می گیرد. این پنج جزء عبارتند از: "تن" و "جان" که مربوط به جهان مادی است و "روان" ، "قدرت دراکه (خرد و وجدان)" و "فروهر" که مربوط به جنبه مینوی سرشت آدمی هستند.

 واژه "فَروَََهَر" از دو قسمت"فر" به معنی پیش و "وهر" به معنی کشنده و برنده درست شده است. این دو گوهر، ارزشمندترین پاره وجودی انسان است؛ زیرا پرتوی از فروغ بی کران ذات اهورا مزدا بوده که در ذات هر شخص موجود و سرچشمه پیدایش و پویایی فروزه های اشویی در انسان می باشد. فروهر، گوهری است که روان را از گرایش به کژی، کاستی و دروغ باز می دارد و به انسان قدرت خلاقیت و باروری میدهد تا روان آدمی به آرامی راه خداجویی را سپری کرده و شایستگی فراگیری نور حقیقت و رسیدن به مقام سپنته منی را داشته باشد.

  در دوره هخامنشیان، نگاره ای با این عنوان به عنوان آرم ملی، برگرفته از اندیشه های بنیادی دین زرتشتی، رایج گردید که هر یک از اندام های این نگاره فروهر، مفهومی در اندیشه نیاکان دارد:

- چهره سالخورده و نورانی فروهر، یادآور بهره گیری از تجربه پیران خردمند است.

- دست فروهر رو به سوی بالا و جلو، در حال نیایش اهورا مزدا و گرایش به پیشرفت و بالندگی دارد.

- حلقه دست این نگاره، جلوه گاه مهر و نشان پیمان انسان با خداوند در پیوستن به اشویی است.

- بال فروهر سه قسمت دارد تا فراگیری هومت، هوخت و هورشت یا پندار، گفتار و کردار نیک را به انسان سفارش می کند.

- حلقه دور کمر فروهر، نشان جهان بی کران و وارستگی انسان از امیال ناهنجار و نیروی پرواز او به سرچشمه نور است.

- دو رشته آویخته در پایین، نشان پیوستن به سپنته مینو (منش پاک) و پشت سر گذاشتن انگره مینو (اندیشه پلید) است.

- قسمت زیر بال فروهر نیز سه قسمتی است تا زیر پا گذاشتن دژمت، دژوخت و دژورشت یا اندیشه و گفتار و کردار بد را یادآوری کند و هر فرد باید بیاموزد که چگونه اندیشه، گفتار و کردار ناپاک را از خود دور سازد.

 


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک